فلسفه تاثير کيفيت محتوا و تعداد مطالب سايت در سئو

اگر بخواهيم کمي عميق به موضوع نگاه کنيم، قبل از پاسخ به سوالي که مطرح شده است، بايد فلسفه سئو را بدانيم. البته نه همه اش را !
سئو در واقع به تعبيري "نشان دادن صفحات بهتر و با کيفيت تر و مرتبط تر از در رتبه هاي بالاتر توسط موتور هاي جستجو" است.
اما بياييد کمي اصولي به اين سوال فکر کنيم و آن را نقد کنيم.
مثال نقض !

فرد متخصص و با دانش بسيار زيادي، مطلبي در سايتش منتشر مي کند درباره "چگونه يک سرور لينوکس را کانفيگ کنيم؟". او از تمام دانش فني خود در اين پست استفاده مي کند و مطالبي را مي نويسد که در هيچ جاي ديگري نيست.
اما آيا آن صفحه در جستجوي کلمات کليدي هدف، حتما بالاتر از بقيه سايت ها مي آيد؟ به عبارت ديگر، آيا نوشته شدن يک محتواي علمي بي نظير، مي تواند باعث شود که گوگل بفهمد اين محتوا بهتر است و آن را بايد بالاتر نشان دهد؟ آيا گوگل مطالبي که مي خواند درک مي کند؟
پاسخ به سوالات بالا "خير" است. گوگل براي خود معيار هايي را تعريف مي کند که به کمک آن ها به صورت ماشيني و فرمولي کيفيت و "ارزش" هر صفحه و محتوا از سايت شما را مي سنجد. اين فرمول در واقع همان الگوريتم گوگل است.
در واقع گوگل هيچ ديد علمي يا منطقي نسبت به محتواي سايت شما ندارد.
اما بارها شنيده شده که گوگل درباره "کيفيت محتوا" صحبت کرده. اين را چگونه مي توان توجيه کرد؟ پاسخ ساده است.
گوگل دوست دارد با اين کار، فضاي اينترنت را بهتر کند. در واقع وب مستر ها بايد باور داشته باشند که توليد محتواي خوب، تاثير مستقيمي بر سئو سايت آن ها دارد.
محتواي با کيفيت، تنها توسط يک ذهن متفکر ( در واقع انسان ) قابل تشخيص است. گوگل نمي تواند محتواي سايت را از نظر علمي بررسي کند، ايرادات فني آن را بفهمد و تقريبا هيچ نظري درباره درست يا غلط بودن محتوا ندارد.
مورد يک که کاملا واضح و قابل پيشبيني است.
اما مورد دوم، جاي فکر دارد.
وقتي گوگل نمي فهمد که ما چه مي نويسيم، چه لزومي دارد که محتواي خوب توليد کنيم؟
پاسخ: اين اشتباه را نکنيد ! تعدادي از بخش هاي فرمول يا همان الگوريتم گوگل براي تشخيص کيفيت محتوا، به طور مستقيم يا غير مستقيم، ساخته شده اند.
الگوريتم گوگل مي تواند کيفيت محتوا را حدس بزند
در زير به مسائلي که به گوگل در دريافت کيفيت محتواي سايت شما کمک مي کند، مي پردازيم.

روش هاي تشخيص کيفيت مطالب سايت توسط گوگل
همانطور که گفته شد، محتواي خوب را فقط با قضاوت و با استفاده از هوش حقيقي مي توان دريافت کرد. حتي همين قضاوت ها و نظرات هم درباره کيفيت محتوا مي تواند متفاوت باشد. ( پس شک نکنيد که گوگل هم مثل نقل و نبات در ارزش دهي به محتواي سايت اشتباه مي کند. )
بسياري از اين موارد به شکل کامل، بخشي از سئو داخلي را تشکيل مي دهند.

1- طول محتوا و تعداد کلمات متن: يک محتواي خوب و به اصطلاح به درد بخور، نمي تواند کوتاه باشد.
يک محتواي خوب نمي تواند خيلي کوتاه باشد. بگذاريد اصلاح کنم.
اگر محتواي خوبي داريد، آن را طولاني و با پر و بال بنويسيد.
اگر اين کار را نکنيد، هر چند محتواي خوبي داشته باشيد، شانس موفق شدن را از آن مي گيريد. همچنين با طولاني کردن محتوا، احتمال موفقيت بيشتر و پوشش بيشتر کلمات کليدي و انواع آن را خواهيد داشت. در نتيجه سئو داخلي رو بهتر و کامل تر مي توانيد انجام دهيد.


2- تعداد لينک ها ( بک لينک )
هرچند اولين چيزي که به ذهن همه مي رسد اين است که "چه کسي ديگر در اين دوره و زمانه به مطالب خوب سايت هاي ديگر لينک مي دهد؟"
پاسخ اين است که متاسفانه در بين وب مستر هاي ايران، اين رسم کاملا نابود شده و لينک دادن خارجي به سايت ديگر نوعي افت، ناتواني و ذلت تلقي مي شود.
اما با نوشتن يک محتواي خوب، باز هم احتمال بيشتري دارد که لينک براي آن ايجاد شود.

3- لينک سازي داخلي در سايت
اشتباه نکنيد ! لينک سازي به اين معني نيست که بي اصول و اساس از تمام صفحات به صفحات ديگر لينک داخلي قرار دهيد. ساختن يک لينک از صفحه اي که محتواي خوبي دارد، با متني مرتبط، به صفحه ديگري که محتواي خوبي در آن نيز هست به طوري که اين بخش از متن به هر دو صفحه مربوط باشد ( گوگل به راحتي اين موضوع را تشخيص مي دهد )، چنان اثر مثبتي مي گذارد که به هيچ شکل ديگري نمي توانيد آن مزيت را ايجاد کنيد.

4- وجود تصاوير
يک صفحه خوب، صفحه اي است که حداقل يک يا دو عکس در آن وجود داشته باشد. طبق يک تحقيق و بررسي توسط سايت استوري، صفحاتي که در آن ها يک يا دو عکس وجود دارد، تنها صفحاتي هستند که امکان حضور در صفحه اول گوگل را دارند. در بررسي 800 کلمه کليدي مهم و رقابتي و غير رقابتي، به اين نتيجه رسيديم که 98 درصد نتايج صفحه اول، داراي عکس در متن صفحه هستند.
همچنين در قرار دادن تصاوير، مسائلي مانند نسبت کيفيت به حجم عکس، داشتن alt tag و داشتن ابعاد width و height را در نظر داشته باشيد.


5- وجود لينک خارجي
در راستاي مورد 2 و 3، همان طور که داشتن بک لينک و همچنين لينک سازي داخلي به اثبات کيفيت متن به گوگل کمک مي کند، داشتن لينک خارجي به مطالب مرتبط و با کيفيت سايت هاي ديگر هم مي تواند ارزش صفحه شما را بالاتر نشان دهد.
به طور نمونه، من در مطلبي که درباره سئو داخلي سايت در بخش آموزش کامل سئو قرار داده ام، بيش از 10 لينک خارجي استفاده کرده ام و اين يکي از دلايلي است که آن صفحه در جستجوي "سئو داخلي سايت" رتبه 1 يا 2 گوگل را دارد.
متاسفانه بسياري از وب مستر هاي ايراني اين مورد را اشتباهي مي دانند که نبايد آن را باور کنند

آن ها فکر مي کنند که با لينک دادن به سايت هاي ديگر، ارزش صفحه يا همان پيج رنک Page Rank خود را به آن ها مي دهند.
مطمئن باشيد اين گونه نيست و اين مورد آنقدر واضح و روشن است که نيازي به اثبات ندارد. به علاوه گوگل دروغ نمي گويد.


6- زمان باقي ماندن بازديد کننده در صفحه ( Dwell time )
بحث هاي زيادي درباره مهم يا بي تاثير بودن اين مورد در رتبه بندي صفحات در وجود دارد. من معتقدم اين مورد بسيار مهم است ! چرا که گوگل به راحتي به اين داده ها دسترسي دارد. داده هاي گوگل آناليتيکس و همچنين ديتايي که مرورگر گوگل کروم جمع آوري مي کند، شامل اين موارد هستند. پس چرا گوگل نبايد از اين ها استفاده کند؟
براي نگه داشتن بازديد کننده در سايت خود و حتي انتقال او به ساير صفحات سايتتان از آن صفحه، بايد محتواي خوب، با کيفيت و داراي لينک هاي داخلي خوبي توليد کنيد.
فراموش نکنيد که لينک هايي که در داخل متن قرار مي دهيد، مي تواند جريان حرکت مخاطب در سايت شما را مشخص کند
با بالا بردن Dwell time، مي توانيد در عين حال، Bounce rate خود را هم کاهش بدهيد. بازديد کننده اي که زمان زيادي در صفحه شما باقي بماند، احتمال اينکه به صفحه ديگري هم مراجعه کند ( چون از مطلب فعلي خوشش آمده ) بيشتر است
در ادامه مي توانيد جهت خواندن بيشتر درباره تاثير کيفيت محتوا در سئو، به SearchEngineLand مراجعه کنيد.


جلوگيري از افزايش bounce rate

اما تعداد مطالب سايت، اين مورد کمک زيادي به کسب اعتبار براي سايت شما در فضاي وب و مشخصا گوگل مي کند.
يک سايتي که تنها يک صفحه داشته باشد، نمي تواند انتظار داشته باشد به راحتي بتواند آن را به رتبه خوبي برساند.
البته توجه داشته باشيد که هيچ گاه تعداد بسيار زيادي از مطالب را بي هدف در سايت خود نريزيد. مطلب زماني ارزش دارد که کيفيت بالايي داشته باشند و در بالا در اين باره به تفصيل صحبت کرديم.
همچنين اين پست در SearchEngineLand به نقل از Matt Cutts بيان مي کند که داشتن محتواي بيشتر به معني رتبه بالاتر داشتن در گوگل نيست.
I wouldn’t assume that just because you have a large number of indexed pages that you automatically get a high-ranking. That’s not the case.
يعني من فکر نمي کنم که فقط به خاطر داشتن تعداد مطالب و صفحات بيشتر ايندکس شده توسط گوگل، شما رتبه بالاتري داشته باشيد. موضوع اين ( تعداد مطالب ) نيست.
اگر دقت کرده باشيد مي بينيد که آقاي مت کاتس، از عبارت کلمه فقط استفاده کرده ! يعني اينکه رتبه شما "فقط" به تعداد مطالب سايت بستگي ندارد. اما نگفته که اصلا به آن بستگي ندار

اگر مطالب سايتتان کم باشد، چه خطراتي براي سئو سايت شما دارد؟

عدم ايجاد امکان دريافت لينک: سايتي که تعداد صفحات کمي دارد، نمي تواند تعداد زيادي لينک داشته باشد.
در واقع يکي از دلايل احتمالي پنالتي شدن سايت توسط گوگل، عدم تناسب تعداد مطالب و صفحات سايت با تعداد بک لينک هاي آن است.
از دست دادن مخاطبين: چون اگر تعداد صفحات کمي داشته باشيد، نمي نوانيد بازديد کنندگان را به صفحات ديگر راهنمايي کنيد.
عدم پوشش مطالب مرتبط با يک مطلب: اين نکته حاصل تحقيق بر روي چند سايت مي باشد. نتيجه: وقتي شما درباره موضوعي در سايتتان مطلب داريد و يک سايت رقيب هم مطلبي مشابه با آن دارد، يکي از عواملي که تعيين مي کند شما در نتايج بالاتر باشيد يا سايت رقيب، اين است که "کدام وبسايت درباره موضوعات مرتبط و مشابه با مطلب مورد نظر هم مقالات و مطالبي دارد؟" اين نکته خيلي مورد غفلت قرار مي گيرد.
جمع بندي: مطالب سايت مانند اعضاي بدن انسان هستند. مطالب و صفحات هستند که يک سايت را شکل مي دهند و اين حرف که مي گويد Content is king يا همان محتوا پادشاه است، درست و حياتي است. بدن انسان در شرايطي که يکي از اعضاي آن کم باشد ( تعداد مطالب کم و ناکافي ) يا اينکه هر کدام از اعضا به درستي عمل نکنند ( بي کيفيتي محتوا ) در انجام وظايف روزانه دچار مشکل مي شود.
بنابراين براي موفقيت يک کمپين سئو و بازاريابي محتوايي، بايد به تعداد و کيفيت محتوا در [لطفا جهت مشاهده لینک ها ثبت نام کنید. ] به طور توام توجه شود.